Slideshow Image 1 Slideshow Image 2 Slideshow Image 3 Slideshow Image 4 Slideshow Image 5


آخرین تصاویر
محرم 92
محرم 92
محرم 92
در احوالات شيخ ابو سعيد ابولخير

در احوالات شيخ ابو سعيد ابولخير

پادشاه عهد بود بر جمله ي اكابر و مشايخ و از هيچ كس چندان كرامت و رياضت نقل نيست كه از او و هيچ شيخ را چندان اشرف نبود كه او را در انواع علوم.

به كمال بود. و چنين گويند كه در ابتدا سي هزار بيت عربي خوانده بود و در علم تفسير و احاديث و فقه و علم طريقت خطي وافر داشت. و در عيوب نفس ديدن و مخالفت هوي كردن به اقصي الغايت بود و در فقر و فنا و ذل و تحمل شأني عظيم داشت و در لطف و سازگاري آيتي بود،خاصه در فقر از اين جهت بود كه گفته اند هر جا كه سخن ابوسعيد رَوَد همه دلها را وقت خوش شود زيرا كه از ابوسعيد با وجود ابوسعيد هيچ نمانده است و او هرگز من و ما نگفت و همه ايشان گفت من و ما به جاي ايشان مي گويم تا سخن فهم اُفتد. و پدر او ابوالخير نام داشت و عطار بود.

نقل است كه پدرش دوستدار سلطان محمود غزنوي بود چنانكه سرائي ساخته بود و جمله ديوار آنرا صورت محمود و لشكريان و فيلان او نگاشته. شيخ طفل بود گفت يا بابا از براي من خانه اي بازگير. ابوسعيد همه آن خانه را الله بنوشت. پدرش گفت اين چرا مي نويسي؟ تو نام سلطان خويش مي نويسي و من نام سلطان خويش، پدرش را وقت خوش شد و از آنچه كرده بود پشيمان شد و آن نقش ها را محو كرد و دل بر كار شيخ نهاد.

نقل است كه شيخ با مريدي از صحرا بيرون شد در آن صحرا گرگ مردم خوار بود ناگاه گـرگ آهنـگ شيـخ كـرد مريد سنـگ برداشت و در گرگ انداخت شيخ گفت چه مي كني از بهر جاني با جانوري مضايقه نتوان كرد و گفت اگر هشت‌بهشت در مقابله‌ي يك ذرّه‌ي نيستي ابوسعيد اُفتدهمه محو وناچيز گرددو گفتبعدد هر ذرّه راهيست به حق اما هيچ راه بهتر و نزديك تر از آن نيست كه راحتي به دل سلطاني رسد كه ما بدين راه يافتيم.

نقل است كه درويشي گفت او را كجا جوئيم گفت كجايش جُستي كه نيافتي اگر يك قدم به صدق در راه طلب كني در هر چه نگري او را ببيني.

نقل است كه شيخ را وفات نزديك آمد گفت ما را آگاه كردند كه اين مردمان كه اينجا مي آيند تو را مي بينند ما تو را از ميان برداريم تا اينجا ما را ببينند و گفت ما رفتيم وسه چيز به شما ميراث گذاشتيم رُفت و روي و شُست و شوي و گفت و گوي.

نقل است از شيخ ابوعلي نجاري كه گفت كه شيخ را به خواب ديدم بر تختي نشسته گفتم يا شيخ ما فَعَل الله؟ شيخ بخنديد و سه بار سر بجنباند.

گفت و گوئي در ميان افكند و خصم را چوگان شكست و خير از اين سو بدان سو بر مراد خويش. والسلام و الاكرام.

1391/03/04
منوي اصلي
اوقات شرعي


 
طراحی شده توسط تیم ایده پردازان ، طراحی شده توسط تیم ایده پردازان ، سال 1391 کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.